ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۱۳, دوشنبه

ايميل رسيده- نظر عبيد زاكاني

شما هم حتما روزي حداقل يك ايميل خوب و مفيد دريافت مي كنيد در كنار سيل ايميل هاي  ملقب به اسپم يا هرزنامه ،گفتم خوب بودند جايي يادداشت كنم ،مگه اين وبلاگ دفترچه يادداشت من نيست؟

روايتي از عبید زاکانی

خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ی ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما ایرانی ها اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»


گفت:
«می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.» خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...» نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود ما بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم!

۱ نظر: